معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
298
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
همهء اجزاء بسيط اغبر « 1 » از عطر روح پرورش خاصيّت « 2 » مشك و عنبر گرفت ، آبها در جداول و انهار جارى گشت ، اطيار بر اشجار در نغمهسرائى درآمدند ، قوافل « 3 » غموم از مراحل قلوب رخت اقامت بيرون بردند ، و عساكر فرح و سرور در بواطن ساكنان آن مواطن نزول كردند ، و جمعيت و حضور در آن بلا در بقدوم شريفهء آن « 4 » حضرت مستزاد گشت . نظير اين آنست كه چون بندهء مؤمن را فرمان بهشت آيد ، فرشتگان با وى همراه روى به بهشت آرند ، نسيمى از ساق عرش كه آن را نسيم لطف نامند به وزيدن درآيد ، برگهاى درختان بهشتى را چون مطربان خوشآواز به نغمهء دلنواز درآرند ، نواى مرغان بر سر شاخسار اشجار با صداى آب در جداول انهار ممدّ آن گردد ، غموم و هموم بفرح و سرور مبدل گردد ، مشام جان به روايح قدس معطّر شود و عاشقان جمال دوست چون صوفيان صفهء صفا در سماع آن نغمه و نوا در رقص و طرب دست بر افشانند ، از لذّت اين سماع جان عاشق شراب شوق چاشنى گيرد ، و لاله عشق پرده از پيش جمال معشوق برگيرد ، عاشق بيچاره در پرتو نور تجلّى ، از كون بىشعور گردد ، و از هيبت نور ذات ، بيم آن بود كه اساس بنياد بشريّت از هم فروريزد ، حضرت جلال احديّت « 5 » جل و علا بسماع سلام خويش او را از غيبت باز بحضور آورده و گفت و شنيد دوستانه در ميان آورد ، هيبت و عظمت جلال را بلطف مقال محتجب گرداند ، بندهء دلداده را از مقام دهشت به گفتگوى اسرار عشق و محبّت به حضرت خود مشغول گرداند ، از ميان جان بنده اين نعره برآيد . * * *
--> ( 1 ) - الف : فايز . ( 2 ) - الف : بوى . ( 3 ) - ح : و قوافل غمام در رواحل هموم از مراحل قلوب . ( 4 ) - الف : سلاله ارشاد مستزاد گشت . ( 5 ) - الف : عما يقول و يفهم الجاهلون علوا كبيرا .